امشب بسیاری خون گریستند از اینکه ملتی با فرهنگ و تاریخی کهن چون ایران را رییسی است با ادبیات و ادبی در حد ارازل و اوباش. این ننگ هرگز از تاریخ کشورمان پاک نخواهد شد.
موسوی بخشهایی از بغض های فرو خورده یک ملت را امشب فریاد کرد، اما بغضهای فراوان دیگری هنوز در سینه ها باقی است. گویا ادب ، متانت و فهم بالای مهندس، راه را بر رها کردن بغضها سد کرده بود. مهندس حرفهای زیادی را ناگفته گذاشت شاید به این دلیل که نخواست بیش از این با بی ادبی چون احمدی نژاد همکلام شود.او «چیز»های زیادی گفت، اما چیزهایی را هم نگفته گذاشت.
آنجا که احمدی نژاد که در سیمایش ترس از شکست هویدا بود و به همه اسلافش و در راس آن هاشمی حمله میبرد و آن دوران را ریشه و سرآغاز همه مشکلات و فسادهایی می دانست که دامن گیر کشور شده است، مهندس از او نپرسید که چگونه او حاضر شده بود استاندار چنان دولتی شود. آنجا که احمدی نژاد به موسوی اتهام استفاده از بازیگر در فیلم تبلیغاتی اش را وارد کرد، مهندس از او نپرسید که در فیلم او دو بازیگر موتور سوار چه میکردند. مهندس حتی حرفی از هاله نور احمدی نژاد هم نزد. او نپرسید که چگونه احمدی نژاد به خود اجازه میدهد روشنفکران را بزغاله بنامد. او از نام و نشان نوجوان دانشمند اتمی که انرژی هسته ای را در منزلش آزاد کرده بود، نپرسید. وقتی احمدی نژاد همه پرده های ادب و انسانیت را درید و عکس زهرا رهنورد را پیش چشمان حیرت زده مهندس بدست گرفت تا بسان کودکان بپرسد بگویم؟ بگویم؟ موسوی از احمدی نژاد سوال نکرد که چگونه او مدرک دکترایش را در حالی که همزمان استاندار استان تازه تاسیس اردبیل بود اخذ کرد؟ مهندس حتی نپرسید چه شد که او برخلاف روزهای نخستین ریاست جمهوریش دیگر با پروازهای عادی و به همراه مسافرین عادی به سفرهای استانیش نمیرود؟ و کجا رفت ژست همراهی با مردم کوچه و بازار با عدم استفاده از هواپیمای تشریفاتی؟ از مصاحبه چهار سال پیشش در مورد مشکل موی جوانان و تناسب آن با بگیر و ببندهای گشتهای ارشاد مهندس هیچ سوالی نپرسید. از دستگیری بدون دلیل رکسانا صابری توسط وزارت اطلاعاتش و هزینه سیاسی که این بیخردی برای کشور داشته سوالی نکرد. از نشستن خفت بار احمدی نژاد در زیر نام جعلی خلیج ع.ر.ب.ی صحبتی به میان نکشید. از میلیونها و میلیاردها تومانی که در زمان ریاست او بر شهرداری و دولت گم شده، موسوی سوالی نکرد و نهایتا از تراول چکهایی که اینروزها سخاوتمندانه بین اصناف مختلف توزیع میشود هم هیچ حرفی نزد. اینها را مهندس بهتر از هر کسی میدانست اما چرا اینها را نگفت؟ به زعم من او انتظار اینهم پرده دری و وقاحت را نداشت آنهم از کسی که عنوان ریاست کشور ایران را یدک میکشد. او حکایتهایی از دریدگی احمدی نژاد شنیده بود اما باور نداشت که این فرد، تا این حد بی محابا به هر کسی که با او همراه و همگام نیست تهمت و افترا وارد کند و پرده های ادب و نزاکت را اینگونه بدرد.
در عین حال مهندس با هوشیاری به دام احمدی نژاد نیفتاد. در حالیکه احمدی نژاد گویا خود را برای مناظره با هاشمی آماده کرده بود و ضخامت مدارکی که با خود به همراه آورده بود گواه بر این امر بود، اتهاماتی جدی را به دولت سازندگی و رییس و فرزندانش وارد ساخت، موسوی با تیزهوشی و بدون وارد شدن به این دام، با ذکر اینکه آنها خود بایستی به اتهامات او پاسخ دهند، تنها به طرح ایرادات و انتقاد های خود پرداخت و احمدی نژاد را ناکام گذاشت.
به باور من موسوی از این جهت خوش اقبال نیز بود که مناظره را به قید قرعه، احمدی نژاد آغاز کرد و او از همان آغاز نشان داد که شمشیر را از رو بسته است. در غیر اینصورت،اگر موسوی آغازگر مناظره میبود، با متانت و ادبی که از موسوی میشناسیم، بعید بود او انتقاد های تندش را از همان ابتدا طرح کند و این میتوانست به اتلاف ده دقیقه اول مناظره به نفع احمدی نژاد بیانجامد. در اینصورت آن ده دقیقه طوفانی پایانی را شاهد نمی بودیم و برنده مناظره میتوانست احمدی نژاد باشد. اینک پس از این مناظره آتشین که بدون شک، برنده ای جز موسوی نداشت، به نظر میرسد پیروزی موسوی در انتخابات در حال شکل گیریست. گمانم براین بود که پس از کیش شدن احمدی نژاد با فیلمی که مجیدی برای موسوی ساخته بود، معجزه هزاره سوم، در فیلم دوم موسوی مات شود، اما او منتظر آن هم نماند و با انتحار سیاسی و اخلاقی که در این مناظره انجام داد، کار خود را یکسره نمود. امشب احمدی نژاد همانند کسی بود که در حال غرق شدن، به هرچه که اطرافش است حتی خاشاک شناور روی آب چنگ می اندازد تا نجات یابد اما بدون شک آن علفها و لجن ها، کمکی نخواهند کرد و با او به اعماق اقیانوس خواهند رفت، شک نکنید.


14 comments
Comments feed for this article
ژوئن 4, 2009 روی 6:17 ب.ظ
sina
بسته شدن روزنامه شرق / یاس نو / تهران امروز و… فیلترینگ احمقانه دولتی … شکست و افت ورزشی / فرهنگی و از همه مهمتر قیمت گوجه فرنگی از دم خونه احمدی نژاد و هزاران لجن مالی دولت نهم باید اضافه میشد…… مهندس موسوی برای آن ساکت باش کوبنده ممنونیم
ژوئن 4, 2009 روی 9:39 ب.ظ
worldviewer
با شما موافقم! موارد بسیاری بوده و هست که ذهنم یاری نمیکرد تا همه را یکجا بیاد بیارم. ممنون بابت کامنت!
ژوئن 4, 2009 روی 6:38 ب.ظ
حسن خواجه عبداللهي
این دو کلیپ را ببین مقایسه کن و بیشتر خون گریه کن
http://www.youtube.com/karubiclip
ژوئن 4, 2009 روی 7:33 ب.ظ
reza
انصافا کدوم یکی از حرفایی که عنتری نژاد گفت دروغ بود؟ آیا جوابی برای این رانت خاریها ندادن دلیله نجابت موسوی بود یا واقعی بودن حرفهای آنتری نژاد؟
ژوئن 4, 2009 روی 9:49 ب.ظ
worldviewer
ببینید من هم مثل شما و خیلی های دیگه به هاشمی انتقادهای جدی دارم. اما همونطوریکه که ما به قوه قضاییه نظام این ایراد رو وارد میدونیم که بدون سند و مدرک مخالفان سیاسی رو متهم و بازداشت میکنه از اون طرف هم خودمون در رفتار و گفتارمون بایستی از این نحوه برخورد با دیگران پرهیز کنیم. مورد احمدی نژاد این بود که ایشون خودش در دولت هاشمی کسی شد و رشد کرد و حالا برای عوام فریبی به هاشمی حمله میکنه. سوال اینه که اگه هاشمی فاسد بود چرا در دولت فاسد او حاضر شدی همکاری کنه؟ مگر او استاندار اون دولت فاسد نبوده؟ ما قصد تبرءه هاشمی رو نداریم ایراد ما به عوام فریبی و استفاده از احساسات مردمه. در مورد ناطق هم همین احمدی نژاد در سال ۷۶ در انتخابات از ناطق حمایت کرد. حالا او هم شده فاسد. به قول معروف : گر حکم شود که مست گیرند در شهر هرآنچه هست گیرند! ممنون بابت کامنت!
ژوئن 5, 2009 روی 2:05 ق.ظ
امید
آقا رضا به این نکته توجه کنید مهندس موسوی قیم و وکیل آقایانی نبود که مورد اتهام قرار گرفتند پس سکوت ایشان نه تنها دلیلی بر نجابتشان که گواهی بر فهم ایشان است.
ژوئن 5, 2009 روی 12:44 ب.ظ
worldviewer
من هم با شما موافقم! ممنون بابت کامنت!
ژوئن 4, 2009 روی 8:18 ب.ظ
هومن
خیلی از نوشته شما سپاسگزارم. ولی به نظر من با اینکه حرفهای احمدی نژاد یک خودکشی سیاسی بود، اما برای مخاطبی که هدف گرفته است هوشمندانه طراحی شده بود. او بر روی رای طبقه متوسط جامعه حسابی باز نمی کند. حساب خود را روی طبقه کم سواد و محروم جامعه باز کرده است. کسانی که تحت تاثیر این بیان پوپولیستی قرار می گیرند. تلاش برای وصل هاشمی به موسوی تلاش برای القای تفکر دزد بودن موسوی بود. این مساله از دید من و شما بی مورد است. ولی آیا برای بنا و کارگر و نجار و … هم همینطور است.
من از همه طرفداران موسوی می خواهم که نه اینترنت زده شوند نه هیجان زده. باید با مردم کوچه و بازار حرف زد. هرکسی اگر بتواند یک نفر از مردم عامی را متقاعد کند که به احمدی نژاد رای ندهد ، کافیست.
متاسفانه هنوز رای احمدی نژاد بالاست.
ژوئن 4, 2009 روی 9:57 ب.ظ
worldviewer
با شما تا حدود زیادی موافقم! اما معتقدم که کاری که احمدی نژاد کرد ممکنه عوامی که هوادار او بودند رو در رای دادن به او مصمم تر کنه اما بسیاری از رای های او از طیف اصول گراها نیز به نفع موسوی و یا حتی رضایی ریزش کرده. به هر حال افرادی مثل ناطق و هاشمی در میان اصول گراهای سنتی (راست سنتی) نفوذ بالایی دارند. انتحار سیاسی احمدی نژاد اصول گراها را هم از اردوگاه او خارج کرد. نکته آخر هم اینکه من تایید میکنم که نظراتم ممکنه متاثر از فضای مجازی باشه و انکار هم نمیکنم. متاسفانه دسترسی به مردم کوچه و بازار ندارم که باهاشون صحبت کنم. شما ها زحمتش را به دوش میکشید. ممنون به هرجها بابت کامنت!
ژوئن 4, 2009 روی 8:58 ب.ظ
hossein
به نظر من طبقهٔ متوسط در ایران درک سیاسی نداره. یادمه دورهٔ قبل همین طبقهٔ متوسط رفت پشت رفسنجانی با اون پروندهٔ دزدی و جنایت کاری . آیا میشه به این طبقه امیدی داشت؟
ژوئن 4, 2009 روی 10:05 ب.ظ
worldviewer
ممنون بابت کامنت! فکر کنم نظرم رو راجع به نکته شما در مورد هاشمی و جامعه ایران در پاسخ به نظرات دوستان و همینطور در پست هام روشن کردم. طبقه متوسط هم وقتی آگاه میشه که ما وظیفه مون رو که روشنگریه بدرستی انجام بدیم. اونها رو نمیشه ملامت کرد وقتی بسیاری از تحصیل کرده هامون از درک بسیاری از مسایل اجتماعی و سیاسی جامعه ناتوانند.
ژوئن 4, 2009 روی 10:49 ب.ظ
Keivan
سلام
دوستان عزیز من نمیدونم شما چند سالتونه ولی من از دانشجوهای ساله ۷۶ هستم
یه مقدار هیجانتونو کنترل کنید و اینقدر ننویسید احمدینژاد رای بالا داره.
یه کم خیابونا رو نگاه کنید.
مردم روستاها رو هم تحقیر نکنید ( میدونم این قصدو ندارید) اونها هم به اندازهٔ خودشون میفهمند.
اون جمعی که شما نگرانشون هستید بیشتر از ۵-۶ میلیون نیستند.
نمونهٔ این موضوع برای خود من ثابت شده. با هر کس که در هر جا زنگ میزنم (شاید ۱۵-۲۰ استان همین جوی که در تهران هست رو دارن)
۷۰-۸۰% روستای خود ما به موسوی رای میدهند.
اصلا من نمیدونم شما نگران چی هستید. این موج همشونو میبره با خودش.
در مورد چیزی که میفرمائید کاش سید میگفت، من هم دوست داشتم اون حرفا رو بشنوم. ولی اولا که ۴۵ دقیقه وقت بیشتر نداشت و من هم یادم نمیاد که ساکت بوده باشه.
دوما تمام تلاش احمدی نژاد این بود که اونو به بیراهه ببره و در مورد هاشمی و… بحث کنه که اونم با هوشیاری همهرو جا خالی داد. پیقامشم همه گرفتند. مطمئنم که اگر رای به خودش جذب نکرده باشه به خاطره وقار و شخصیتش رای هم از دست نداده.
حتا چیزی که احمدی نژاد در مورد دوران موسوی گفت مسایلی بود که بیشتر به دستور خمینی یا خامنهای انجام شده بود و منتظر بود که موسوی اونا رو به گردن اونا بندازه که موسوی کلا جواب نداد.
کلا به هر کسی که شک داشت موسوی ثابت کرد که آدم سالمی بوده و هست. اونم میتونست ۲۰ ساله قاطی اینا بچره ولی این کارو نکرد. و حرفایی هم که در ۱۲ دقیقهٔ آخر زد حرفایی هست که در خاطره مردم میمونه. خوشبختانه شانس سید بود که نتیجه گیری جلسه رو انجام بده.
ژوئن 6, 2009 روی 2:58 ب.ظ
سيد مهدي نبييان
متن زيبايي نوشتي رفيق سبز من
ژوئن 8, 2009 روی 10:30 ق.ظ
worldviewer
ممنون!